![]()
در علوم تجربی هنگامی که بخواهند اثر پدیدهای را دقیق مشاهده کنند، سعی میکنند در آزمایشگاه شرایطی فراهم بیاورند که امکان ظهورش مهیا شود. به عنوان نمونه برای نمایش نتیجه ترکیب اسید و باز بهترین راه انتخاب یک اسید خالص و ترکیب آن با یک محلول باز بدون ناخالصی است. در این صورت بدون اینکه مواد و عناصر و پدیدههای دیگری همعرض پدیده مورد نظر باشند و اتفاق بیفتند و آن را به حاشیه برانند، بهوضوح میتوانیم تشکیل نمک و آب را ببینیم. در طبیعت و واقعیت شاید هیچ گاه اسید و باز خالص نداشته باشیم اما بعد از امتحان در آزمایشگاه به وجود این پدیده و ویژگیهایش پی برده و در پزشکی و زراعت و تصفیه آب از آن استفاده میکنیم.
آدمها نیز وقتی در شرایط مختلف قرار میگیرند، ویژگیهایی که در نهانشان موجود است را بروز میدهند. آنطور که دیدهام و تعمیم میدهم، مجموعه محدودیتهای قانونی و شرعی و عرفی فضایی را برای بسیاری از ایرانیها بهوجود میآورد که عملا دو یا چند زندگی و شخصیت مختلف با خود همراه دارند. ایرانیهای زیادی اعم از دانشجو و غیر دانشجو در خارج از کشور میتوانید پیدا بکنید که چندی در احوال و گفتار و کردارشان بنگرید و حقیقتا تعجب کنید و از خود بپرسید که آیا اینها همان آدمهایی هستند که من هر روز در کوچه و خیابان و دانشگاه میدیدم؟
به دلایل مختلف از جمله کمتر بودن محدودیتهای قانونی، غریبه بودن و احساس دیده نشدن توسط آشنایان و حتی در وضعیت رودربایستی قرار گرفتن میان کسانی که اقلیت بودند و هماکنون اکثریت هستند، این امکان پدید میآید که شخص پا به وادیهایی بگذارد که نمیتوانسته و یا حتی نمیخواسته. «نمیتوانسته» بیشتر به افرادی برمیگردد که ذاتا تمایل به اینکه پا را از خطوط فراتر بگذارند داشتهاند(و چه بسا سابقا در خفا هم میگذاشتنذ) و «نمیخواسته» به افرادی برمیگردد که همواره منفعلتر بودهاند و جمعی که در آن قرار میگرفتهاند آنها را هدایت میکرده است. منظورم از خطوط و محدودیتها نیز، اعمالی نظیر استفاده از الکل، رابطه و حتی زیادهروی در رابطه آزاد با جنس مخالف، بیان علنی عقاید و سخنانی که مصداق کفر هستند و چیزهایی از این قبیل است.
دسته اول این آدمها یعنی کسانی که فقط آنچه در باطن داشتهاند را در ظاهر بروز دادهاند تکلیفشان مشخصتر است. شناگرانی بالفعل بودهاند که از حوض به دریا وارد شدهاند. اما دیدن احوال دسته دوم کمی من را به فکر فرو میبرد. با کسانی که بنا بر هر دلیلی آن استقلال رای و توانایی اجتهاد در تشخیص خوب و بد را ندارند و تحت تاثیر محیط بایدها و نبایدها و خوب و بدشان بهکلی دگرگون میشود چهکار باید کرد؟ آیا بهتر است با اعمال محدودیت وحتی محرومیت زمینهای فراهم کرد که حداقل اگر نیک را خود انتخاب نکردهاند، بد را هم نتوانند انتخاب بکنند و به قول معروف مانند دزدی که در بند بوده و دزدی نکرده وارد بهشت شوند؟! آمدن آنها به خارج از محیط محدود از همان اول کار اشتباهی بوده؟ یا اینکه انسان خلق شده است تا انتخاب کند و اگر تقدیر برای کسی اینگونه بوده که با کمترین وزش باد وسوسهای منحرف شود، کاری از دیگران برایش ساخته نیست و بهتر است رهایش کنیم؟
جمود و تحجر هیچگاه مطلوب نیست و سفر نیز فرصتی است برای پخته شدن مرد. برای آنکه در این شرایط آزمایشگاهی جدید پیشفرضهایی که همواره داشتهای را مجددا به محک فکر بیازمایی و آنچه مفید است با خود برداری و اضافات را بگذاری و از تجربه دیگر مردم چیزی بیندوزی. دیدهام هموطنی را با ظاهری مذهبی که انگاری ارتباطش با دنیای فیزیکی که در آن زندگی میکند قطع است و نه تنها با خارجیها بلکه حتی با دیگر ایرانیها هم کمترین معاشرت را دارد. شک دارم این چنین عمل کردن هم صحیح باشد. حتی مطمئن هم نیستم که این نحوه برخورد ما را از شر آنچه که از آن میگریزیم محفوظ بدارد.
به هر شکل، دیدن یک نظام اجتماعی متفاوت در کنار پیشرفتهای علمی و فنی بدون اینکه بتوانی آن را تجزیه و تحلیل کنی و ربط صحیحی بین اسباب و عللش پیدا کنی(که اینکار از کمتر کسی تمام و کمال بر آمده)، خواه نا خواه مسحور و شیدا شدن و تغییر در باورها و ارزش ها را در پی دارد. برد با کسی است که به تغییر خود وقوف داشته باشد و بداند کجا معاشرت کند و کجا قطع ارتباط و تبری کند.
بایگانی ماه اردیبهشت, ۱۳۸۷