بایگانی ماه تیر, ۱۳۸۷

علم چند بعدی

alternative text
برای خیلی‌ها، تواضع بر حسب دانش به شکل نموداری است که ابتدا قوسی صعودی دارد تا این‌که به قله‌ای می‌رسد و سپس شیب منفی می‌گیرد و کاهش پیدا می‌کند. افراد زیادی را دیده‌ایم که در آغاز، هنگامی که در رشته‌ای چیزی نمی‌دانند، در مورد آن اظهار نظری هم نمی‌کنند و مدعی نیستند. چنان‌که با خواندن نصفه و نیمه یک کتاب یا مقاله، یا آشنا شدن با موضوعی حین شنیدن یک سخنرانی در کنفرانس، کلیاتی از را از چیزی می‌فهمند، اندک اندک امر برشان مشتبه می‌شود که چیز مهمی را متوجه شده‌اند. از طرفی یک کتاب و یک مقاله دیگر و از طرف دیگر خودباوری کاذب بیشتر. کم کم به جایی می‌رسند که با این‌که عملا چیز زیادی از زمینه مورد نظر نمی‌دانند، خود را در آن صاحب‌نظر تشخیص می‌دهند و شروع به اجتهاد در آن می‌کنند. از نظر آن‌ها مضحک است که دیگران چگونه وقت خود را با موضوعات دیگر تلف می‌کنند، در حالی که حقیقت و راه حل مشخص است (که اتفاقا آن‌ها به‌سرعت آن را کشف کرده‌اند). اگر خوش شانس باشند، پس از گذشت مدتی دیگر و مواجهه شدن با واقعیات بیشتر و افزوده شدن به میزان دانش و تجربه‌شان، کم کم ملتفت می‌شوند که نخیر! انگار به این سادگی‌ها هم نیست و مصائب و واقعیات دیگری هم هست که از آن بی‌خبرند. مواجهه با حجم ندانسته‌ها کم کم آن ادعا را به فروتنی ختم می‌کند.
چند وقت پیش این ویدیو (+) را دیدم. ظاهرا بر اساس کتابی است که تلاش دارد دنیای ده بعدی را در ذهن مخاطب غیر حرفه‌ای ترسیم کند. هدف ساخت این ویدیو و کتابی که این ویدیو بر اساسش ساخته شده، توضیح نظریه ابررشته‌هاست. فیزیک – و به‌ویژه فیزیک نوین – دید را نسبت به دنیای پیرامون تغییر می‌دهد. هنگامی که چنین تغییر نگرشی در ما ایجاد می‌شود ناخودآگاه شیوه برخورد و تامل درباره خیلی از مسائل در ما تغییر می‌کند.
به عنوان نمونه، «مسئله حدوث و قدم» را در نظر بگیرید. دنیا حادث است یا قدیم؟ فعل و کلام خدا چه‌طور؟ کسی که زمان را به عنوان بعد چهارمی از این دنیای ما می‌بیند و تازه قائل به‌وجود ابعاد دیگری نیز هست در مورد این مسئله چگونه فکر می‌کند؟ اگر کسانی که در خصوص پاسخ این سوال تصور می‌کردند که به یقین رسیده‌اند و کار را به تکفیر دیگران و نزاع‌های بی‌حاصل کشاندند، مجال این را می‌یافتند که از این زاویه نیز به مسئله بیندیشیدند، باز چنان می‌کردند؟
دانش ما همواره ناقص است و این ویدیو و کتاب و نظریه هم، به فرض این‌که روزی مقبولیت عام پیدا کند، روزی دیگر باطل می‌شود و یا ناقص شناخته می‌شود. مهم این است که بتوانیم هر چه سریعتر بفهمیم که کجای کارهستیم و همزمان با افزودن به دانسته‌هایمان، بدانیم که چه چیزهایی را نیز نمی‌دانیم. بلکه بتوانیم آن قله غرور کاذب را سریع‌تر پشت سر بگذاریم. گویا کسی چون بوعلی سینا که سرآمد علم و حکمت زمان خود نیز بود، به این درجه رسیده بود که در آخر عمرش سخنی گفت با این مضمون که بعد از یک عمر فهمیدم که هیچ چیز نمی‌دانم.

 

About Author

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit. Vestibulum at arcu. Integer et risus. Morbi id tellus. Integer felis. Mauris malesuada, turpis vitae facilisis euismod, dui arcu adipiscing sem, eu vulputate leo ante in lacus. Sed porta accumsan lectus. Aenean ac sem. In consequat tempus velit. Phasellus leo enim, adipiscing a, egestas nec, pretium ut, pede. Mauris sollicitudin diam et mauris. Sed quis enim vel augue egestas lobortis. Etiam tempus ipsum vel neque.

اطلاعات