بایگانی ماه شهریور, ۱۳۸۷

استدراج

alternative text

یکی از متداول‌ترین استدلال‌ها در بیچارگی و به راه غلط رفتن ما و خوشبختی و درستی دیگران (بخوانید اروپا، امریکا و کانادا، ژاپن و …) مقایسه وضعیت راحتی زندگی و جامعه‌مان با آن‌ دیگران است. به بیان واضح‌تر، این‌که ما تامین آینده نداریم و تورم بالا داریم و باید در صف بنزین بایستیم و دود بخوریم و … ولی در عوض آن‌ها تامین آینده دارند و توسعه یافته‌تراند و طول عمر بیشتر دارند و خلاصه این‌که زندگی راحت‌تری دارند، به تنهایی نمایانگر این است که آنان در راه درست گام برمی‌دارند و ما اگر عقب‌گرد نداشته باشم، درجا می‌زنیم.
چند روز پیش یک نفر چیزی نشانم داد:

وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِکَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ
و به یقین ما به سوى امتهایى که پیش از تو بودند [پیامبرانى] فرستادیم و آنان را به تنگى معیشت و بیمارى دچار ساختیم تا به زارى و خاکسارى درآیند
فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَکِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ
پس چرا هنگامى که عذاب ما به آنان رسید تضرع نکردند ولى [حقیقت این است که] دلهایشان سخت‏شده و شیطان آنچه را انجام مى‏دادند برایشان آراسته است
فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ
پس چون آنچه را که بدان پند داده شده بودند فراموش کردند درهاى هر چیزى [از نعمتها] را بر آنان گشودیم تا هنگامى که به آنچه داده شده بودند شاد گردیدند ناگهان [گریبان] آنان را گرفتیم و یکباره نومید شدند
فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
پس ریشه آن گروهى که ستم کردند برکنده شد و ستایش براى خداوند پروردگار جهانیان است
انعام ۴۲-۴۵ ترجمه فولادوند

اولین نتیجه مستقیمی که از این آیات می‌توان گرفت این است که نحوه استدلال کردن بالا – برای من دین‌دار – اگر نگوییم که نادرست باشد، کمینه می‌توان گفت ناقص است. چه بسا مردمی باشند که از نعمت‌های زندگی برخوردار باشند اما روی به سوی تباهی داشته باشند. تباهی آن‌ها هم به این صورت است که وقتی از طرف خدا از آنان قطع امید شد، ابتدا آن‌قدر از نعمت‌های مختلف برخوردار می‌شوند تا شاد و سرمست شوند و ناگهان هنگامی که همه چیز از دستشان می‌رود به کلی ناامید می‌گردند.
نکته جالب این است که این‌جا صحبت از قوم است و نه اشخاص. می‌گوید به یک قوم نعمت‌های فراوان می‌دهیم پس مصداقش ملت‌هایی است که همه آن‌جا احساس برخورداری از مواهب را می‌کنند. وگرنه در همه‌جا همواره بوده‌اند و هستند کسانی که از حق دیگران می‌خورند و از نعمت‌های دنیا بهره‌مند می‌شوند و دیگران فقیر می‌مانند.
آیا آن دیگران ممکن است شامل حال این قضیه شده باشند؟ آیا هم‌اکنون ما در دوران عذاب به سر می‌بریم؟ اگر این‌طور است تضرعی که باید انجام دهیم تا گرفتار نشویم چگونه است؟

 

About Author

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit. Vestibulum at arcu. Integer et risus. Morbi id tellus. Integer felis. Mauris malesuada, turpis vitae facilisis euismod, dui arcu adipiscing sem, eu vulputate leo ante in lacus. Sed porta accumsan lectus. Aenean ac sem. In consequat tempus velit. Phasellus leo enim, adipiscing a, egestas nec, pretium ut, pede. Mauris sollicitudin diam et mauris. Sed quis enim vel augue egestas lobortis. Etiam tempus ipsum vel neque.

اطلاعات