اول: روز انتخابات، ابتدای خیابان منتهی به سفارت، مخالفین (مخالفین سنتی اینجا عمدتا سلطنتطلبها و گروهک رجویاند و همینطور باقیمانده برخی گروههای منقرض شده کارگری چپ) با دوربین و میکروفون ایستاده بودند. ابتدا با ژست متمدن و منطقی سوال میکردند که چرا میخواهید رای بدهید و مشروعیت نظام حاکم و باقی قضایا را مطرح میکردند. اما جالب قضیه اینجا بود که وقتی کسی شروع به پاسخ دادن میکرد و دلایل خودش را میگفت، در مقابل شروع به ناسزا گفتن میکردند و نسبتهایی مانند مزدور و شستشوی مغزی داده شده و بدبختهایی که همان بهتر است چادر سرتان بکنند و … میدادند.
دوم: پس از به وقوع پیوستن ماجراهای بعد از انتخابات، اینجا هم اعتراضاتی شکل گرفت. متاسفانه یا خوشبختانه من نرفتم ولی از شرکتکنندگان شنیدم که یکی از مشکلاتشان تحمل و کنترل همین افراد بود. تحمل این که تا دیروز بهشان لقب جیرهخور حکومت میدادند و امروز آمدهاند کنارشان شعار میدهند و کنترل این که آن پرچمها و شعارهایشان را در نیاورند و تجمع را به نفع خودشان مصادره نکنند.
سوم: یک هفته پیش در کنسرت استاد شجریان، پس از اجرای اولین تصنیف و بعد از تشویق مردم، یکی فریاد زد «درود بر چکاوک ایران، مرگ بر خا…»! که باقی حضار یکصدا گفتند «ششششش…». خود شجریان گفت اجازه بدهید در کنسرت فقط موسیقی باشد که با تشویق شدید حضار همراه شد.
چهارم: امسال اینجا اینگونه تصمیم گرفته شد که مراسم روز قدس یکشنبه برگزار شود. شنیدم که بیارتباط به وقایع ایران نبوده است و برای کمتر کردن حساسیت این تصمیم گرفته شده. میدانی به نام سِرگِل (Sergels torg) در مرکز شهر استکهلم واقع است که تجمعات و گردهماییهای مجوز دار عمدتا در آن برگزار میشود و قرار بود مراسم روز قدس را هم یکشنبه ساعت ۲ در آن برگزار کنند. در مراسم این روز افراد شرکت کننده منحصرا ایرانی نیستند و بسیاری از آنها مسلمانان عربتبار، شبهقارهای و افریقاییاند.
- از پیش از شروع برنامه عدهای که ظاهرا پیش از آن تجمع دیگری داشتند با در دست داشتن پرچم شیر و خورشید مشغول سر و صدا و شعار دادن بودند.
- همزمان با قرائت قرآن شروع به هو کردن نمودند.
- با آغاز شعار دادن علیه اسرائیل، شروع به پرتاب تخممرغ و گوجهفرنگی و اشیاء دیگر به سمت تظاهر کنندگان کردند.
- از شعارهای ثابتشان مرگ بر حزبالله بود.
- مرد نسبتا مسنی که سیگار به دست گوشهای ایستاده بود (از صحبتهایش در مورد نامهنگاریهای انگلس و مارکس معلوم بود از کمونیستهای سابق است) میگفت چند دقیقه پیش جلو رفتم و به این شیر و خورشیدیها گفتم که آخر شما دارید از کی حمایت میکنید؟ اینها که ربطی به ایران ندارند و دارند از مردم فلسطین حمایت میکنند که ظاهرا یک خانمی در حالی که انگشت دست نشانش داده بود، مزین به لقب مزدورش کرده بود و این بنده خدا هم دمق برگشته بود.
دو سوال:
- حدس بزنید یک مسلمان غیر ایرانی که در تظاهرات دیروز شرکت کرده بود، با دیدن وقایع دیروز در مورد ایران و ایرانی، سبزها و … چطور فکر میکند؟
- چرا من هر چقدر میخواهم جلوی خودم را بگیرم و به کفتار فکر نکنم نمیتوانم؟
پ.ن: (+)