مقاله به هستیشناسی بیش از اندازه بها داده شده: دستهها، پیوندها و برچسبها بر اساس دو سخنرانی که کلی شیرکی در حدود چهار سال پیش ایراد کرده است، تنظیم شده. این مقاله را تا هفته پیش ندیده بودم. خواندن آن از این رو برایم جالب بود که تمام پیشبینیها و پیشنهادهایش امروزه در دنیای اینترنت و رایانه تحقق یافته و خود من ناخودآگاه از این شیوه استفاده میکنم. خلاصه عنوانواری از این مقاله را برای کسانی که علاقهمند هستند و البته رجوع خودم در آینده طی دو پست اینجا میگذارم:
- هدف این مقاله این است که بگوید عمدهی روشهایی که برای دستهبندی میشناسیم نادرست اند و برای محتواهای الکترونیک ناجور هستند.
- هدف اصلی هستیشناسی (آنتولوژی) مطالعه موجودات و رابطه آنهاست. سوال این است که چه چیزهایی وجود دارند و یا میتوانند وجود داشته باشند و چه نوع روابطی میتواند بین آنها برقرار باشد.
- دستهبندی عمل ساماندهی تعدادی موجودیت (چه اشیاء و چه مفاهیم) در گروههایی مربوط به هم است.
- دستهبندی هستیشناسانه ساماندهی مجموعهای از موجودیتها در تعدادی گروه است، بر اساس ماهیت و رابطه آنها با یکدیگر (به عنوان نمونه یک کتابدار برای یک کتاب جدید، حتی پیش از چاپ آن یک دسته مشخص در کتابخانه دارد)
- این نوع دستهبندی مشکلدار است زیرا هیچگاه نظام دستهبندیای که چنین کامل و بینقص باشد در عمل وجود ندارد.
- جدول تناوبی عناصر در شیمی شاید بهترین نمونه چنین دستهبندیای است. حتی در این نمونه تقریبا کامل ایراداتی وجود دارد. به عنوان مثال ستون سمت راست این جدول را «گازهای نجیب» نامگذاری کردهاند. این در حالی است که هلیم «ماهیتاً» یک گاز نیست و در دماهای پایینتر مانند هر چیز دیگری به مایع تبدیل میشود. به دلیل نبود اندازهگیریهای دقیق، در گذشته گاز بودن جزء ماهیت این عناصر فرض گرفته شده است که صحیح نیست.
- مسئله در مواردی که دستهبندی برخلاف نمونه جدول تناوبی به ویژگیهای ملموس فیزیکی مربوط نیست مشکلتر نیز میشود.
- مثال دیگر دستهبندی کتابها در کتابخانه است. با گذشت زمان برخی دستهبندیها معنای خود را از دست میدهند (مانند دستههای مختلف کتابها پیش و پس از فروپاشی شوروی سابق). گاهی تعداد کتابها در قفسهها دستههای رده اول در کتابخانه را مشخص میکنند. مثلاً در کتابخانه کنگره امریکا برای حوزه بالکان یک عنوان در رده دستههای اصلی در جغرافیا قرار گرفته و برای کل آسیا نیز یک دسته!
- یاهو (Yahoo) اولین تلاش را برای دستهبندی مطالب در وب انجام داد. ابتکاری که یاهو انجام داد این بود که در دستهبندیهایش پیوندهایی به دستههای دیگر قرار داد. به عنوان نمونه در دسته سرگرمی، علاوه بر موسیقی و فیلم و …، دستهای به نام «کتاب و ادبیات» نیز وجود دارد که با علامتی (@) متمایز شده است. یاهو میگوید از آنجایی که ما بهتر از شما میدانیم دنیا چگونه دستهبندی شده، میدانیم که کتاب و ادبیات زیر مجموعه علوم انسانی است. اما از آنجایی که شما ممکن است اشتباهاً تصور کنید که زیرمجموعه سرگرمی است، ما با یک پیوند شما را به جای درست هدایت میکنیم.
- یاهو با این ابتکار محدودیت فیزیکی قفسههای کتاب را برداشت. علاوه بر اینکه تعداد متفاوتی موجودیت ممکن است به هر دسته تعلق داشته باشد، یک موجودیت میتواند در چند دسته مختلف نیز پدیدار گردد.
- سلسله دستهها و زیر دستهها را به شکل یک ساختار درختی تصور کنید. کاری که یاهو کرد اضافه کردن تعدادی پیوند از بعضی شاخههای این درخت به برخی شاخههای دیگر بود.
- یکی از دلایل موفقیت گوگل این بود که از این هم یک گام فراتر گذاشت و کل ساختار سلسله مراتب (درختی) را حذف کرد و آن را با پیوندها جایگزین کرد. در این روش موجودیتها بر اساس ماهیتشان از پیش در دستههایی مشخص قرار داده نمیشوند، بلکه طی هر جستجوی جدید، موجودیتهای مرتبط از ساختار پیوندی (و نه سلسله مراتبی درختی) استخراج میشوند.
- دستهبندی هستیشناسانه تنها در مواردی که مجموعه موجودیتها کوچک است، دستهها متمایزند، موجودیتها پایدار هستند و محدود، میتواند پاسخگوی نیاز ما باشد.
- بهعلاوه، دستهبندی هستیشناسانه نیازمند این است که کاربران و کسانی که دستهبندی را انجام میدهند، آموزش دیده و حرفهای باشند و منابع رسمی تصمیمگیری در صورت بروز اختلاف نظر وجود داشته باشد.
- یکی از مشکلات اساسی از پیش دستهبندی کردن این است که اشخاصی که این کار را میکنند را مجبور میکند که دو کار غیر ممکن را انجام دهند: ذهنخوانی و پیشگویی.
- برای از پیش دستهبندی کردن نیاز است که دانست منظور واقعی کاربران از هر واژهای چیست (ذهن خوانی). در حالی که ممکن است کاربران مختلف از کلمات یکسان برداشت متفاوتی داشته باشند.
- دستهبندی از پیش نیاز به پیشبینی آینده نیز دارد. زمانی شهر درسدن مربوط به دسته آلمان شرقی بود. درسدن هنوز موجود است ولی دسته آلمان شرقی دیگر اکنون وجود خارجی ندارد.
ادامه دارد …

دیدگاهتان را بنویسید: