- بحثی در جمعی مطرح میشود و همه روی یک دیدگاه اتفاق نظر دارند غیر از قلی.
- قلی همیشه سر کلاس با استاد جر و بحث میکند و وقت کلاس را میگیرد.
- همه از فیلمی که دیشب در تلویزیون پخش شده خوششان آمده و از آن تعریف میکنند ولی قلی چند تا دلیل ردیف میکند و میگوید فیلم وقت تلف کنی بوده.
وجود چنین قلیهای مخالفخوانی از نظر ما به نوعی مخل یکدلی و یکصدایی است و آرامش را بر هم میزند. در تحلیل عملکرد قلی گفته میشود که عقده دیده شدن دارد و دوست دارد بدین شیوه خود را مطرح کند. میدانیم قلی دشمن شما نیست اما طبعش اینطور است که دوست دارد مدام «نق» بزند و ایراد بگیرد. قلی بدبین است. اینها همه صفاتی است که دیگران را از قلی دور میکند. قلی گاهی برخورد دیگران را که میبیند از دست خودش خسته میشود و به خود میگوید چرا نمیتوانم مثل بقیه باشم. اما او نمیتواند، چون هر چه باشد او یک قلی است. به قلی به چشم عنصری مطلوب نگاه نمیشود. یا باید طردش کرد و یا اینکه با ارفاق او را تحمل کرد. خلاصه اینکه به یاد ندارم که جایی دیده باشم که سخنی در مفید بودن حضور این قلیها و به شمار آوردنشان گفته یا نوشته شده باشد.
قلی شاید برای کار گروهی خوب نباشد، حضورش در جمع ما روحیهبخش نباشد، اما میتواند یک برای جمع ما یک نعمت بزرگ باشد. او میتواند کمکمان کند که اشکالاتی که داریم و همه با هم آن را نمیبینیم، ببیند و با زبان تلخش – که اتفاقا زور تلنگرش را هم بیشتر میکند – برایمان بازگو کند. قلی با ماست ولی کاملا مثل ما نمیاندیشد و اسیر پیلههایی که دور فکرمان بستهایم نشده است. قلی دم دستیترین راههای فرار از زندانهای فکری نامرئی است که ممکن است در آن قرار گرفته باشیم.
این روزها وقتی در میان جبههای که مخالف وضع موجود تشکیل شده و انتقاداتی جدی به آن دارد نگاه میکنم، قلیهایش را نمیبینم. احتمالا خیلی از آنها بعد از اینکه ساز مخالفشان را نواختند و مزین به صفاتی نظیر مزدور و بیغیرت و … شدند، کنج عزلت اختیار کردهاند و خلاصه بریدهاند. قلیها موجودات زودرنجی هستند و زود آزرده خاطر میشوند. چون کمیاب نیز هستند، نباید آنها را بدین ترتیب از دست داد. در طرف مقابل این جبهه هم دیده میشود که باز قلیهایشان را تحمل نکردهاند و در عوض تلاش کردهاند که قلیهای کنترل شده تولید کنند. قلیها مثل کبریت نیستند که مشابه بیخطر و کمخطرشان را بتوان ساخت و فقط اصلشان بهکار میآید.
قلیها را دریابیم.
by ایماگر, on مرداد ۲۳ ۱۳۸۸ @ ۵:۲۵ ب.ظ
کسی مانند فرهاد جعفری- با توجّه به پیشینهاش قبل از انتخابات- یک قلی درست و حسابی است.نه زودرنج است و نه خسته میشود؛ جواب مخالفانش را هم با توپ پر میدهد.
پیش از انتخابات هم در جمع اطرافیان کروبی چند تایی قلی خودمانیتر داشتیم.
در مورد عقده داشتن یا نداشتن هم خواستیم چیزی بنویسم که یادمان آمد در ستایش نیّتخوانی چیزی نوشته بود، لهذا و بنا بر این منصرف شدیم.
مواضع سیاسی فرهاد جعفری را دنبال نکردهام. فقط در کوران انتخابات دیدم چند بار به طرفداری رئیس جمهور وقت موضع گرفته و دلیلش هم این بود که او تا به حال به مردمش توهین نکرده. موقع نوشتن این مطلب البته او در خاطرم نبود. ممنون.
ضمنا کاشکی یادت نمیآمد و منصرف نمیشدی.
by Green Defiance, on مرداد ۲۳ ۱۳۸۸ @ ۶:۵۴ ب.ظ
فرهاد جعفری بیشتر به «نخودی» می ماند تا «قلی»!
دیگه حالا قلی، نخودی یا غضنفر، فعلا ملت یک حال اساسی بهش دادهاند.
by m.j.a, on مرداد ۲۳ ۱۳۸۸ @ ۸:۵۹ ب.ظ
برادر, وبلاگ به این ردیفی داشتی نمیگفتی.ما که مشتریش شدیم
عجب! ببین یک لینکی که به ما دادند چطور پتهمان را ریخت روی آب!
البته خیلی سکرت هم نبود… شما خیلی با خواجه حافظ می پری!
ناهارها جای ما را خالی کنید.
by MVB, on مرداد ۲۳ ۱۳۸۸ @ ۹:۰۰ ب.ظ
Adding the random fluctuations to the evolutionary algorithms is one the ways to avoid local minima. “Gholi”s are like those little wiggling random fluctuations which keeps our societies alive… Lets keep them even they say random stuff! :]
اتفاقا میخواستم در نوشته قبلی مشابه همین را بگویم البته با ادبیات mutation و genetic algorithm که گفتیم فقط صاحب closet منظورمان را درمییابد که او هم مدتی است سر نمیزند. لذا بیخیال شدیم. ولی خوب شد زیره از کرمان رسید!
by دیباچه, on مرداد ۲۵ ۱۳۸۸ @ ۵:۴۱ ق.ظ
واقعا زنده باد قلی . وگرنه امر به ما مشتبه می شد که همیشه حق با ماست !!
by ایماگر, on شهریور ۲۹ ۱۳۸۸ @ ۴:۰۲ ق.ظ
اولا این کیه؟
http://www.mowjcamp.org/article/id/34403
ثانیاً اینقدر پست پشت پست ننویس چش میخوری.
by ایماگر, on مهر ۶ ۱۳۸۸ @ ۴:۳۵ ق.ظ
ثانیاً: این بنده خدا مریض بوده تو بیمارستان بستری شده، فکر کردند که دستگیر شده! وضع ایران ما را ببین.